صائن الدين على بن تركه

169

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » سپاس شايسته و ستايش بايسته ، سزاوار نثار پروردگارى كه بندگان خود را بعد از نعمت حيوة به دريافتن پيغمبران صاحب آيات ، از سرگردانى بيابان حيرت و ضلالات برهانيد و تحف تحيات ناميات و صلوات زاكيات در خور توسل و وسيلهء تقرب به بارگاه رسالت‌پناه ، بزرگ همه‌شان ، محمد عربى - صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله اجمعين - كه شاهراه هدايت را به نيرات « اصحابى كالنجوم » منور و روشن گردانيده از خاشاك بدعت و شوك شبهات به بركات بيّنات آيات و احاديث صحاح روايات پاك و باصفا ساخت . اما بعد چون جمعى بدگويان صاحب غرض ، سخنى چند به عرض مقربان بارگاه فلك اشتباه ، پادشاه تقوى پناه ، اعنى : خسرو سليمان سيرت و جمشيد نوشروان معدلت و سريرت ، آفتاب فلك سرورى و دين‌پرورى ، شاه عرصهء عاطفت و دادگسترى ، المؤيد بتأييد الملك المنان ، معين الخلافة و التقوى و الدين ، شاهرخ سلطان - خلد اللّه فى مراضيه مآثر خلافته و سلطانه - در باب مذهب اين فقير و پيروى او سنّت و جماعت را ، رسانيده بودند و ايشان از براى امتثال فرمودهء : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » ، نشان جهان مطاع ، به احضار اين فقير فرستادند ، هرآينه واجب شد صورت حال را به عزّ عرض رسانيدن ، و چون اوقات همايون بيشتر صرف عبادت مىشود و هيچ عبادتى پادشاه را بعد از اداى فريضه ، فاضل‌تر از سخن شكستگان و درد دل مظلومان شنيدن و داد آن « 2 » گستريدن ، نيست ، اميدوار است كه يك

--> ( 1 ) - م 2 : و به نستعين . ( 2 ) - م 2 : و دادگستريدن .